گزارش/گفتگو

1395/06/02

کار و کارگر در کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی

من به کارگران سفارش می کنم در هر بخشی و هر جايی مشغول هستند، اين روزها را روز کار بدانند، اين دوران را دوران کار جدی تلقی کنند و کار را هم عبادت بدانند. اين کاری که شما برای توسعه و پيشرفت کشور می کنيد يک عبادت قطعی است. به مسئولان هم سفارش می کنم که پاس طبقات کارگر و محروم و مستضعف و اين مردم مومن را بدارند. کارگران قدر خود را بشناسند و بفهمند که وجود آن ها چه قدر در سرنوشت يک ملت موثر است.

بر اساس مطالعات خبرنگار سازمان بسیج کارگری کشور:  در اول ماه مه 1886 ميلادي، پليس شيكاگو با حمله به تظاهرات گسترده كارگران، كه براي هشت ساعت كار در روز، و حق تشكيل اتحاديه هاي كارگري برپا شده بود، آنان را به خاك و خون كشيدند. چند روز بعد از اين واقعه دادگاه چند تن از رهبران كارگران را محاكمه و به مرگ محكوم كرد. يكي از رهبران كارگران اعتصابي، پس از اعلام رأي، در برابردادگاه چنين گفت: كارگران اينك دريافته اند كه مي توانند با اتحاد و همبستگي، و مبارزه جمعي بر مشكلات خود فائق آيند. آنان مي دانند كه چه قدرت عظيمي در اتحاد ايشان نهفته است، به همين علت است كه كارفرمايان با تمام توان مي كوشند تا اتحاد كارگران را بشكنند، و ميتينگ كارگران را به خاك و خون بكشانند. ما كارگران گردهم آمديم تا اندكي از حقوق خود را باز پس بگيريم؛ اما اكنون از دادگاه و زندان سر در آورده ايم. آيا اين است معناي برابري و عدالت در جامعه ما؟ امروز اگر صداي حق طلبانه ما را با گلوله خفه مي كنيد، مطمئن باشيد كه اين صداها از اين پس خاموش شدني نيست، بلكه هر روز طنين آن رساتر خواهد شد.  رهبران كارگران شيكاگو به دست مستكبران جان باختند، اما حقانيت گفته هايشان به تدريج بر همگان مسلم شد.

در سال 1889 ميلادي، كنگره بين المللي كارگران در پاريس، به پيشنهاد نماينده كارگران امريكا، روز اول ماه مه را به عنوان روز جهاني كارگر برگزيد و در پي آن در بسياري از كشورهاي دنيا، كارگران، با برپايي اعتصاب و تظاهرات گسترده، اين روز را گرامي مي دارند. وياد و خاطره كارگران به خاك و خون كشيده شده آن روز تاريخي را ارج مي نهند.

 

کار و اهميت آن در اسلام و جوامع بشری

در فرهنگ غني اسلامي ما، سلوك الهي داراي دو بخش است، بخش مادي و بخش معنوي، بخش مادي آن كار است و بخش معنوي آن نماز و از اينجا مي توان به اهميت كار در جامعه اسلامي پي برد چرا كه از كار مي توان دنيا و زندگي دنيوي را آباد كرد و با نماز به آخرت خود رسيدگي كرد. كار هم كفو همه مسائل معنوي است كه براي يك انسان مسلمان سفارش شده است.

كار بخشي بزرگ و شايد زيربنايي ترين قسمت زندگي انساني باشد چرا كه از كار مي توان به جوهره دروني افراد پي برد و وقتي اين جوهره هاي دروني آشكار شوند و استعدادهاي بالقوه به منصه ظهور رسد مي توان به حضور جامعه اي پويا اميدوار بود و همين جوهره هاي دروني اند که لازمه ايجاد يك زندگي معقول و ايده آل براي انسان و انسانيت هستند.

كليد گشايش هر استعدادي در درون انسان، كار است و وقتي با اين كار گنجينه بسته، باز شود هر لحظه كه كار تداوم داشته باشد، اين استعداد شكوفاتر مي شود، ‌اين بدان معناست كه همه وجود انسان بايد روي كار متمركز شود حتي زماني كه به طور فيزيكي به كار نمي پردازد. به عبارتي هميشه انسان بايد روي بهترين شكل انجام كار تفكر نمايد تا هم از بهره وري برخوردار شود و هم موجب پيشرفت كار تا سطوح عالي باشد.

در ژاپن در طي يك تحقيق از كارگران كه از سوي محققان امريكايي انجام شد از قول يكي از كارگران ژاپني علت بهره وري در صنايع ژاپن چنين است: «وقتي كار روزانه ما تمام مي شود و از كارخانه بيرون مي آييم، تازه كارمان شروع مي شود. به اين صورت كه به كتاب فروشي ها مي رويم و كتابي كه مربوط به شغل ماست مي خريم و در اوقات فراغت آن را مطالعه مي كنيم تا ببينيم چه راه جديدي براي انجام بهتر كارمان كشف شده است و فردا كه به سركار حاضر شديم راه هاي جديدي را به كار مي بنديم.»  امريكايي ها يكي از علل بالا بودن بهره وري در ژاپن را همين علاقه به انجام كار و بهتر انجام دادن وظايف شغلي افراد ژاپني مي دانند.

از طرفي ديگر بنا بر يكي از مهمترين تئوري هاي علم اقتصاد: «ارزش هر چيزي به كاري بستگي دارد كه در آن متبلور است» اين تئوري (ارزش كار) مي رساند كه كيفيت و كميت كار در زمينه اقتصاد ارزش آفرين است.

به عبارت ساده تر اين كار است كه ارزش انسان را مشخص مي كند در حالي كه ارزش كار را هم انسان تعيين مي نمايد. پس بايد ديد كه كاري را كه ما انجام مي دهيم چگونه است،‌ آيا كارمان فقط جنبه مادي دارد؟ آيا جنبه هاي مادي كار ما آنقدر بالاست كه جنبه هاي ديگر فراموش شده است؟‌ و .......

آنچه مهم به نظر مي آيد اين است كه افزايش بهره وري ناشي از وجود عشق و علاقه به كار به نوبه خود سبب افزايش حجم كالا و خدمات توليدي و كاهش هزينه هاي توليد مي شود.  همين امر موجب كاهش در نرخ تورم و از بين رفتن تدريجي آن مي شود. نبودن تورم و وفور كالاها و خدمات مورد نياز مردم شرايط را چنان با آرامش و رفاه ترين مي سازد كه نامي جز بهشت را بر اجتماع مذكور نمي توان گذاشت. در مقابل عدم وجود عشق به كار و روحيه تن پروري و فرار از كار و كاستن از كار و ..... سبب مي شود بهره وري كاهش يابد و همين امر موجب افزايش نرخ تورم، بيكاري، كاهش توليد و...... شده كه اجتماع مذكور نامي جز جهنم ندارد.

اسلام و حقوق کارگر و کارفرما

امامان و پيشوايان دين (ع)، در سخن و در عمل، به کار و اشتغال تأکيد داشته و از بيکاري به شدت دوري کرده اند. در روايات آمده است کسي که به کار و تلاش مشغول است، از کسي که کار را رها کرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشي فزون تر دارد و نيز در روايات است که دعاي بيکار هرچند عابد باشد مستجاب نمي شود. همچنين در روايات است که پيامبر اکرم (ص) کارهاي خانه را انجام مي داد و نيز در خبر است که امام صادق (ع) فرمود:   "هر آنکس که جامه خود را بدوزد و نعلينش را وصله زند و کالاي مورد نياز خانه را خود حمل کند، از تکبر ايمن باشد"

از حضرت علي (ع) نقل شده است که فرمود:  " روزي در مدينه سخت گرسنه بودم، از شهر بيرون شدم تا کاري پيدا کنم و مزدي به دست آورم. مقداري از شهر دور شدم به کنار خانه زني رسيدم و ديدم مقداري گل خشک انباشته است دانستم که وي مي خواهد آن گل ها را جهت ساختمان، تر کند، به نزد او رفتم و با وي قرار بستم که در ازاي هر دلو بزرگ آب که بر آن گل ها بريزم يک دانه خرما بستانم. شانزده دلو کشيدم و از سنگيني دلوها دستم تاول زد. وي شانزده دانه خرما به من داد و من خرماها را به نزد پيامبر (ص) بردم و دو نفري آنها را خورديم"

در روايات اسلامي از امير المومنين (ع)،  در باره احياي زمين، ايجاد باغ ها، حفر قنوات، کارگري براي ديگران و… بسيار سخن به ميان آمده است

امام صادق (ع) فرمود"  : امير المومنين (ع) بيل مي زد و زمين را احيا مي کرد و از در آمد و دسترنج خويش هزار بنده را آزاد کرد" تمام اين ها حاکي از ارزشمندي کار و کارگري و مذموم بودن تنبلي و کسالت و بيکاري است.

يکي از صوفيها به نام محمد بن منکدر گفت:   در يک روز گرم تابستان ديدم امام باقر (ع) مشغول زراعت است و عرق از سرا پاي او جاري است، به او گفتم: اگر شما در اين حال بميريد در چه حالي از دنيا رفته ايد؟ آيا براي حرص زدن براي مال دنيا نمرده ايد؟ فرمود: "اگر در اين حال بميرم در حال عبادت و اطاعت خدا مرده ام، چون من عرق ميريزم و کار مي کنم تا محتاج تو و امثال تو نباشم"

کارگري نزد امام صادق (ع) آمد و گفت من کارگري هستم که ديگر توان کار کردن ندارم و دستم قدرت ندارد. حضرت فرمود:   "برو کار کن، اگر با دست نمي تواني كار كني بار بر روي سرت بگذار و ببر و با اين کار عزت خود را حفظ کن و زن و بچه ات را در آسايش و رفاه قرار بده."

پيامبر اکرم (ص) فرمود:   " کسي که از راه حلال در طلب دنيا باشد و قصد او ( کار کردن) توسعه دادن زندگي زن و بچه، و بي نيازي از تقاضا کردن از ديگران، و نيز رسيدگي به همسايگان و مستمندان باشد در حالي که صورتش چون ماه شب چهارده درخشندگي دارد به ديدار خداوند مي شتابد."

و نيز فرمود:  "خداوند بنده اي را که سختي بکشد تا درامدي کسب کند و بي نياز از ديگران شود دوست دارد."

کارگر و حقوق او

کارگر از نظر قانون کار کسي است که به هر عنوان در مقابل دريافت حق السعي، اعم از مزد، حقوق، سهم سود و ساير مزايا به در خواست کارفرما کار مي کند.

کارگر در ديدگاه اسلام بسيار محترم و ارزشمند است، بطوري که رسول گرامي اسلام )ص) و امير المومنين (ع) و ساير امامان معصوم (ع) از کار و کارگر تجليل کرده و خود نيز کار مي کردند و خود را کارگر مي دانستند.

و در تاريخ منقول است که حضرت علي (ع) باغ هاي ديگران را آبياري ميکرد ودر ازاي آنها دستمزد ميگرفت.

و چون چنين است در معارف و احکام اسلامي، حقوق براي کارگر معين شده و نسبت به اجراي دقيق آن تأکيد بسيار شده است، تا جايي که امام سجاد (ع) در رساله حقوق خود مي فرمايد:  "حق زير دستان بر تو آن است که بداني ضعف آنها و قدرت تو (از نظر مالي، بدني و فکري) دليل تسلط تو بر آن ها شده است. پس بايد با آن ها به عدالت رفتار کني و مانند پدري مهربان براي آنها باشي، از ناداني و جهل و اشتباه آن ها در گذري و در عقوبت آنها تعجيل نکني و بر اين کار فرمايي که خدا به تو داده است سپاس گذار باشی."

به عبارت ديگر مي توان گفت در روايات اسلامي حقوق براي زير دستان ذکر شده است، که چون در اين زمان آن تعبير ها تا حدي بر کارگر و خدمتگذار تطبيق مي شود، مناسب است در اينجا نمونه هايي را تحت عنوان حقوق کارگران ياد آور شويم.

پيامبر اکرم (ع) فرمود:  "حق کارگر بر کارفرما آن است که لباس و غذاي خوب به او بدهد، بيش از حد طاقت او را به کار وا ندارد"

شخصي نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: تا چه مقدار اشتباهات و نافرماني هاي کارگر را مورد عفو قرار دهيم؟ حضرت پس از مدتي سکوت فرمودند: "روزي هفتاد مرتبه از او درگذر" و نيز فرمود: "همه شما نسبت به زير دستان و کارگزاران خود مسئول هستيد"
 

کارفرما و حقوق او

کارفرما کسي است حقيقي يا حقوقي که کارگر بنا به درخواست و به حساب او در قبال دريافت حق السعي کار مي کند.  مديران و مسئولان بطور عموم تمام کساني که عهده دار اداره کارگاه هستند نماينده کارفرما محسوب مي شوند، و کارفرما مسئول کليه تعهداتي است که نمايندگان مذکور در قبال کارگر به عهده مي گيرند.

نقل شده است که امام صادق (ع) خدمتکارش را براي انجام کاري فرستاد، مدتي گذشت اما آن کارگر باز نگشت، حضرت به دنبال او رفت و ديد در گوشه اي خوابيده است، بالاي سرش نشست و او را باد ميزد تا آنکه از خواب بيدار شد.  وقتي که از خواب برخواست امام بدون اين که عصباني شود فرمود:  "فلاني اين درست نيست که تو هم شبها استراحت کني و هم روزها؛ شبها خوب بخواب و کارهاي روزانه را هم خوب انجام بده." يعني از ساعاتي که طبق قرار داد بايد کار کني کم مگذار و کاملاً در اوقات کاري به انجام وظيفه ات مشغول باش.

در منطق اسلام کار کردن عبادت است و اگر با انگيزه کسب درآمد حلال به جهت اداره آبرو مندانه زندگي همراه باشد اجر و ثواب جهاد در راه خدا را در پي دارد و لذا نقل شده است که پيامبر دست کارگر را مي بوسيد؛ چون دست مجاهد في سبيل الله بود.

و اگر چنين است و هدف و انگيزه کارکردن، الهي و خدايي باشدپس کم کاري و تلف کردن وقت، هدر دادن ساعت کار و انجام کارهاي ناقص خلاف قرار داد کاري ميباشد و در نتيجه حرام است و اگر کسي مرتکب اين حرام شود، حقوقي که در قبال آن دريافت مي کند، نيز حرام خواهد بود و تفاوتي با مال دزدي ندارد.

رسول خدا (ص) مي فرمايد:  "خداوند آن کارگري را دوست دارد که چون کاري به وي محول شود آن را نيکو انجام دهد"

اضافه کردن دیدگاه جدید

پیشخوان

آخرین اخبار

سخن روز

قال رسول الله (ص) :
إِنَّ مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوباً لَا يُكَفِّرُهَا صَلَاةٌ وَ لَا صَدَقَةٌ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَا يُكَفِّرُهَا قَالَ الْهُمُومُ فِي طَلَبِ الْمَعِيشَة / بعضی از گناهان به وسیله نماز و صدقه هم آمرزیده نمی شوند. سوال شد یا رسول الله!پس چه چیز موجب آمرزش آن است؟ فرمود : جدیت و تلاش در طلب معیشت / مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ج‏13، ص 13